دختر که باشی در باره ات قضاوت میکنند
درباره لبخندت که بی ریا نثار هر احمقی کردی...
درباره زیبایت که دست خودت نبوده و نیست...
درباره تارهای مویت که بی خیال از نگاه شک آلوده احمق ها از روسری بیرون ریخته اند...
تو نترس و"دختر" بمان
احمق ها زیادند
نترس از تهمت دیوانه های شهر
که اگر بترسی رفته رفته "دختر" مرد نما میشوی
و سرگردان وروانی میشوی در این دنیای روانگردان
پس بگذار بگویند هرچه میخواهند بگویند...
برچسب:
نویسنده: ایتان
تاريخ: چهارشنبه
6 اسفند
1393 ساعت: 22:38